محمد موسوى بجنوردى

334

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى )

تنبيه چهاردهم ) معناى شك در باب استصحاب آنچه كه در اين تنبيه مطرح مىشود ، پاسخ به اين سؤال است كه منظور از شك در روايت « لا تنقض اليقين بالشك » چيست ؟ آيا منظور از شك ، اصطلاح منطقى متساوى الطرفين است يا اعم از متساوى الطرفين و ظن و وهم و به طور كلّى به معناى عدم اليقين است ؟ مرحوم مصنف ( ره ) احتمال دوّم را مىپسندد و ادلّه‌اى را نيز بر صحّت كلام خويش ارائه مىكند از جمله : 1 . تصريح اهل لغت : دانشمندان لغت ، واژهء شكّ را به معناى « عدم العلم و خلاف اليقين » معنى كرده‌اند كه شامل ظنّ و وهم نيز مىشود ؛ مثل سخن جوهرى در كتاب صحاح اللغة . 2 . استعمال شك در معناى خلاف يقين در ساير ابواب فقهى : در لابه‌لاى روايات معصومين و در ابواب گوناگون ديگر ، واژهء شك ، به معناى عامّش به كار رفته است . 3 . اخبار و روايات باب استصحاب : كه در مقام بيان ضابطه و ملاك براى جواز جريان استصحاب ، فقط يقين لاحق را ناقض يقين سابق مىداند . از جمله روايتى كه حضرت ( ع ) مىفرمايد : « . . . لا تنقض اليقين بالشك لكن تنقضه بيقين آخر » كه قسمت دوّم عبارت امام ( ع ) ؛ يعنى « لكن تنقضه بيقين آخر » ، نشانگر آن است كه منظور از شك در جملهء اوّل ، همان عدم اليقين است ( اعم از شك و وهم و ظن ) نه فقط شك به معناى متساوى الطرفين . شاهد ديگر ، روايتى از زراره است كه در مورد خواب ناقض وضو سؤال مىكند كه آيا خفقه يا خفقتان ( يك يا دو چرت ) به طورى كه انسان حركت شىء را در اطرافش نفهمد ، خواب محسوب شده و سبب بطلان وضو مىشود يا نه ؟ كه در اين‌گونه از موارد با اينكه معمولا اگر كسى متوجّهء حركت شىء در كنارش نشود ، انسانهاى اطرافش احتمال قوى مىدهند كه او خوابيده باشد و حد اقل اين مقدار مسلّم است كه اين درجه از نوم ، گاهى افادهء ظن مىكند ، ولى امام ( ع ) در جواب ، تفصيلى نداده و فقط مىفرمايند كه خواب ، در صورتى ناقض وضو خواهد بود كه « . . . حتّى يستيقن انّه قد نام » و ديگر اشاره‌اى به حالتهاى مختلف شك و وهم و ظن نمىكنند ؛ بلكه به تعبير ايشان ، فقط يقين به نوم و قطع به خلاف حالت سابقه ، ناقض وضو خواهد بود كه نتيجه